close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان زیبای عاشقانه به نام « هوای تو » - تاپ لاو
دوشنبه 29 آبان 1396
رمان عاشقانه , رمان عاشقانه تاپ لاو , رمان های عاشقانه , رمان های زیبای عاشقانه , رمان های جدایی , رمان های شاد عاشقانه , رمان های غمگین عاشقانه , رمان غمگین
کانال تلگرام فتوخونه
برترین کاربر ماه
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
نظر سنجی
چه نوع مطالبی را میپسندید ؟








اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبلیغات
جای تبلیغات شما
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 885
  • تعداد کاربران : 870
  • تعداد نویسندگان : 124
  • بازدید امروز : 579
  • گوگل امروز : 12
  • بازدید دیروز : 569
  • بازدید کل : 1,900,521
کلیک کن و تخفیف بگیر !!!!
دانلود رمان زیبای عاشقانه به نام « هوای تو »
  • تعداد بازدید : 8501

  • نام رمان : هوای تو

    2 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نویسنده  نام مستعار نیلا 

    3 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) حجم کتاب : ۴٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK) 

    11 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

    4 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) تعداد صفحات : ۴۹۹

    سایت عاشقانه خلاصه داستان :

    •     بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد ، بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند ، بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی ، بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی ، بگذار کسی باشم که در غم سوی او می آیی ، بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی ، بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی …

    21 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

    • با احساس درماندگی به آرامی بر روی صندلی نشستم و از پنجره به بیرون خیره شدم…..
      ساعتی بود که همه چیز تمام شده بود و دیگر توانی در من نمانده بود… نفسم رو با حسرت بیرون دادم و پکلهایم را روی هم گذاشتم تا که از سوزشان کمی کاسته شود..اما حضور بی موقع پارسا …. ان هم بدون در زدن و وارد شدن به حریم شخصیم… این ارامش به ظاهر کوتاه را از من ربود و آزرده ام کرد …
      -حاجی میگه بیا پایین
      هنوز نگاهم به بیرون و نیمکت زیر درخت بود….می توانستم حضورش را در دو سه قدمیم حس کنم
      - بهش گفتم شاید حال مساعدی نداشته باشی ولی گفت باید باهات حرف بزنه
      لبهایم را فشردم و گفتم:
      - الان میام
      - منتظرت باشم ..یا میای ؟
      سعی کردم ارام باشم و خوددار
      - یه ابی به صورتم بزنم میام ..شما هم برید پایین… لازم نیست منتظر من بمونید
      - به عصمت بگم یه چیزی برات بیاره بخوری یکم جون بگیری؟
      - نه..گفتم که …شما تشریف ببرید من خودم میام
      و مصرانه به نیمکت خیره شدم

     

    بخش دانلود :

    pdf دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

    jar1 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

    jar1 دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

    epub دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

    android دانلود رمان چیزی شبیه باور | yalda zikzin کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

    نویسنده : Baran تاریخ : سه شنبه 02 دي 1393 امتیاز :
    موضوعات : متن تو متن عاشقانه , داستان های عاشقانه , رمان های عاشقانه , دانلود کتاب ها با مضمون عشق ,
    نظرات
  • در این قسمت نظرات ، مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگذارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی