close
تبلیغات در اینترنت
« ای رفته ز دل » شعری عاشقانه و بسیار زیبا از سیمین بهبهانی - تاپ لاو
سه شنبه 21 آذر 1396
شعر عاشقانه,شعر زیبا,شعری عاشقانه و خواندنی,شعر سیمین بهبهانی,شعر سیمین بهبهانی,سیمین بهبهانی,اشعار سیمین بهبهانی شعر نو,شعر خواندنی,شعر خواندنی زیبا,شعر عاشقان
کانال تلگرام فتوخونه
برترین کاربر ماه
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
نظر سنجی
چه نوع مطالبی را میپسندید ؟








اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبلیغات
جای تبلیغات شما
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 885
  • تعداد کاربران : 873
  • تعداد نویسندگان : 124
  • بازدید امروز : 993
  • گوگل امروز : 8
  • بازدید دیروز : 731
  • بازدید کل : 1,919,709
کلیک کن و تخفیف بگیر !!!!
« ای رفته ز دل » ... شعری عاشقانه و بسیار زیبا از سیمین بهبهانی
  • تعداد بازدید : 424

  •  
    www-roozgozar-com-2170.gif (236×15)
     
    ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر ،
    بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم .
     
    بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه ،
    در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم .
     
    www-roozgozar-com-2170.gif (236×15)
     
     
    ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
    بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
     
    بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه
    در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم
     
    ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب
    با خاطره ها آمده ای باز به سويم؟
     
    گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
    من او نيم، او مرده و من سايه اويم
     
    من او نيم، آخر دل من سرد و سياه است
    او در دل سودازده از عشق شرر داشت
     
    او در همه جا، با همه کس، در همه احوال
    سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت
     
    من او نيم، اين ديده من گنگ و خموش است
    در ديده او آن همه گفتار، نهان بود
     
    وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ
    مرموزتر از تيرگی شامگهان بود
     
    من او نيم آری، لب من اين لب بی رنگ
    ديري ست که با خنده يی از عشق تو نشکفت
     
    اما به لب او همه دم خنده جان بخش
    مهتاب صفت بر گل شبنم زده ميخفت
     
    بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
    آن کس که تو ميخواهيش از من به خدا مرد
     
    او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
    چون ديد و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد
     
    من گور ويم، گور ويم، بر تن گرمش
    افسردگی و سردی کافور نهادم
     
    او مرده و در سينه من، اين دل بی مهر
    سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

     

    ( سیمین بهبهانی )
    نویسنده : Baran تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393 امتیاز :
    موضوعات : شعرها و هایکوهای عاشقانه , شعر کوتاه و هایکو , شعر نو , تاپ کده , شعرهای کوتاه و عاشقانه , عاشقانه های پارسی , پراکنده ,
    نظرات
  • در این قسمت نظرات ، مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگذارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی