close
تبلیغات در اینترنت
داستانک عاشقانه « گونه ی گل شمعدانی..!» متنی خواندنی روز زن - تاپ لاو
جمعه 24 آذر 1396
داستانک ,داستانک عاشقانه,داستانک جدید و خواندنی,استانکی زیبا,داستانک گل شمعدانی,داستانک عاشقانه,داستانک عاشقانه زیبا,داستانک عاشقانه همسرم,داستانک عاشقانه روز ز
کانال تلگرام فتوخونه
برترین کاربر ماه
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
نظر سنجی
چه نوع مطالبی را میپسندید ؟








اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبلیغات
جای تبلیغات شما
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 885
  • تعداد کاربران : 873
  • تعداد نویسندگان : 124
  • بازدید امروز : 179
  • گوگل امروز : 2
  • بازدید دیروز : 787
  • بازدید کل : 1,922,278
کلیک کن و تخفیف بگیر !!!!
داستانک عاشقانه « گونه ی گل شمعدانی..!» متنی خواندنی روز زن
  • تعداد بازدید : 199

  •  

    bouncing.gif (45×25)کنارش رفتم و گونه‌اش را بوسیدم. این لذت‌بخش‌ترین بوسه‌ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم…!!bouncing.gif (45×25)

     

    ادامه مطلب

     

    توی مبل فرو رفته بودم و به یکی از مجلات مُدی که زنم همیشه می‌خرد نگاه می‌کردم. چه مانکن‌هائی، چقدر زیبا، چقدر شکیل و تمنا برانگیز…
    زنم داشت به گلدان شمعدانی که همیشه گوشه اتاق است ور می‌رفت. شاخه‌های اضافی را می‌گرفت و برگ‌های خشک شده را جدا می‌کرد. از دیدن اندام گرد و قلنبه‌اش لبخندی گوشه لبم پیدا شد. از مقایسه او با دخترهای توی مجله خنده‌ام گرفته بود.
    زنم آنچنان سریع برگشت و نگاهم کرد که فرصت نکردم لبخندم را جمع و جور کنم.
    گلدان شمعدانی را برداشت و روبروی من ایستاد و گفت:
    ...نگاه کن! این گل‌ها هیچ شکل رزهای تازه‌ای نیستند که دیروز خریده‌ام. من عاشق عطر و بوی رز هستم. جوان، نورسته، خوشبو و با طراوت. گل‌های شمعدانی هرگز به زیبایی و شادابی آن‌ها نیستند، اما می‌دانی تفاوتشان چیست؟”
    بعد، بدون این که منتظر پاسخم باشد اشاره‌ای به خاک گلدان کرد و گفت:
    “اینجا! تفاوت اینجاست… در ریشه‌هایی که توی خاک‌اند. رزها دو روزی به اتاق صفا می‌دهند و بعد پژمرده می‌شوند، ولی این شمعدانی‌ها، ریشه در خاک دارند و به این زودی‌ها از بین نمی‌روند. سعی می‌کنند همیشه صفابخش اتاقمان باشند.”
    چرخی زد و روی یک صندلی راحتی نشست و کتاب مورد علاقه‌اش را به دست گرفت.
    کنارش رفتم و گونه‌اش را بوسیدم. این لذت‌بخش‌ترین بوسه‌ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم…!!

    نویسنده : Baran تاریخ : جمعه 21 فروردين 1394 امتیاز :
    موضوعات : متن تو متن عاشقانه , داستانک ,
    نظرات
  • در این قسمت نظرات ، مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگذارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی