close
تبلیغات در اینترنت
شعر فوق العاده زیبا « تومور صفر» از علیرضا آذر - سایت عاشقانه تاپ لاو
یکشنبه 03 تیر 1397
متن ,عاشقانه,شعر,شعر نو,شعر نو جدید,شعر نو علیرضا آذر,اشعار علیرضا اذر,شعر تومور,تمومر صفر,دختر کوچه های تابستان,علیرضا اذر تومور
کانال تلگرام فتوخونه
برترین کاربر ماه
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
نظر سنجی
چه نوع مطالبی را میپسندید ؟








اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبلیغات
جای تبلیغات شما
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 885
  • تعداد کاربران : 896
  • تعداد نویسندگان : 125
  • بازدید امروز : 652
  • گوگل امروز : 5
  • بازدید دیروز : 325
  • بازدید کل : 1,882,329
کلیک کن و تخفیف بگیر !!!!
شعر فوق العاده زیبا « تومور صفر» از علیرضا آذر
  • تعداد بازدید : 160

  • دختر کوچه های تابستان

    طعم شیرین و داغ خردادی

    من خداوندِ بیستون بودم

    تو به فکر کدام فرهادی؟

    http://up2.toplove.ir/up/www-roozgozar-com-2152.gif

     

    خوب من اضطراب کافی نیست جسدم را برایت آوردم

    هی بریدی سکوت باریدم بخیه کردی و طاقت آوردم

    در تنم زخم و نخ فراوان است سر هر نخ برای پرواز است

    تا برقصاندم برقصم من او خداوند خیمه شب باز است

    از تبار خروش و طغیان بود رشته آتشفشان بر موهاش

    چشمهایش عصاره خورشید زیر رنگین کمان ِ ابروهاش

    با صدایش ترانه هایم را یک به یک روبراه می کردم

    مرده دست پاچه ای بودم تا به چشمش نگاه می کردم

    بدنش را چگونه باید گفت ساده نیست آنچه درسرم دارم

    من که در وصف یک سرانگشتش یک لغت نامه واژه کم دارم

    زندگی اتفاق خوبی بود، آخرش با نگاه بهتر شد

    چشمهایت همیشه یادم هست هر نگاهی به مرگ منجر شد

    چشمهایت عقیق ِ اصل یمن گونه ها قاچ سیب لبنانی

    تو بخندی شکسته خواهدشد، قیمت پسته های کرمانی

    ******

    زندگی کردمت،بهانه ی من !غیرتو هرچه زنده را کشتم

    چندسال است روزگار منی مثل سیگار لای انگشتم

    دور تا دورم ابرمشکوکی است جبهه های هوای تنهایی

    فصل فصلم هجوم آبان هاست تف به جغرافیای تنهایی

    دختر کوچه های تابستان طعم شیرین و داغ خردادی

    من خداوندِ بیستون بودم تو به فکر کدام فرهادی؟

    چشم هایت کجای تقویمند ؟ از چه فصلی شروع خواهی کرد؟

    واژه واژه غروب زاییدم ازچه صبحی طلوع خواهی کرد ؟

    تو نباشی تمام این دنیا مملو از مردهای بیمار است

    تو نبودی اذیتم کردند زندگی سخت کودک آزار است

    ******

    می روی نم نم و جهانم را ساکت و سوت و کورخواهی کرد

    لهجه کفش هات ملتهبند بی شک از من عبورخواهی کرد

    در همین روزهای بارانی یک نفرخیره خیره میمیرد

    تو بدی کردی و کسی با عشق ازخودش انتقام میگیرد

    خبرم را تو ناشنیده بگیر بدنت را به زنده ها بسپار

    کودکت هم مرید چشمت شد نام من را بروی او بگذار

    بعدمرگم ،سری به خانه بزن زندگی تر کنی حضورم را

    تا بیایی شماره خواهم کرد ردپاهای دور گورم را

    آخرم را شنیده ای اما … در دلت هیچ التهابی نیست

    باتو مرگ و بدون تو مرگ است عشق را هیچ انتخابـی نیست

     

    «علیرضا آذر»

     

    *متاسفانه قسمتی از شعر به دلیل طولانی بودن حذف شده است*

    نویسنده : baran تاریخ : پنجشنبه 22 مرداد 1394 امتیاز :
    موضوعات : عاشقانه های پارسی , پراکنده ,
    نظرات
  • در این قسمت نظرات ، مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگذارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی