close
تبلیغات در اینترنت
شعر کوچه فریدون مشیری بهترین اشعار عاشقانه معاصرو سنتی درسایت تاپ لاو
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

تاپ لاو | مرجع بزرگ عاشقانه

  بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم     شما هم برای تاپ لاو پست بذارید بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید…

کلیک کن و تخفیف بگیر !!!!
آخرین ارسال های انجمن

شعر کوچه (ارسالی کاربران سایت arghavan)

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم


همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

 

 

شما هم برای تاپ لاو پست بذارید

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

(فریدون مشیری)

درباره : عاشقانه های پارسی , اشعار فریدون مشیری ,
بازدید : 117 تاریخ : دوشنبه 31 خرداد 1395 زمان : 10:48 نویسنده : arghavan نظرات ()
مطالب مرتبط
  • « و تو خندیدی...» شعر زیبا و عاشقانه عبدالجبار کاکایی « و تو خندیدی...» شعر زیبا و عاشقانه عبدالجبار کاکایی
  • «  نتوانستم از تو دل بکنم...» شعری عاشقانه و بسیار زیبا از حسین صفا « نتوانستم از تو دل بکنم...» شعری عاشقانه و بسیار زیبا از حسین صفا
  • شعر زیبای فاضل نظری «با عشق ممکن است تمام محال ها» شعر زیبای فاضل نظری «با عشق ممکن است تمام محال ها»
  • «دلبرا....در هوس دیدن رویت دل من تاب ندارد» م.امید «دلبرا....در هوس دیدن رویت دل من تاب ندارد» م.امید
  • اگر میدانستی جایت.....شعر نو عاشقانه از عباس صفاری اگر میدانستی جایت.....شعر نو عاشقانه از عباس صفاری
  • «دوستت دارم خود را به حیابان گفتم » امیر اکبرزاده «دوستت دارم خود را به حیابان گفتم » امیر اکبرزاده
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 885
  • کل نظرات : 125
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 895
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 121
  • باردید دیروز : 137
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 121
  • بازدید ماه : 258
  • بازدید سال : 258
  • بازدید کلی : 1,881,512
  • مطالب